برای زندگیدسته‌بندی نشده

خانواده، واقعه‌ای ناتمام، پیوسته و رنگارنگ

(با نگاهی به جُستار زیدی اسمیت با عنوان حمام؛ خانواده واقعه‌ای خشونت‌بار)

زیدی اسمیت در جُستار«حمام؛ خانواده واقعه‌ای خشونت‌بار» می‌نویسد:
البته این درجات مختلفی دارد اما فکر می‌کنم هر سکونت‌گاه خانوادگی‌ای جایی است برای خشونت‌های عاطفی، انباشته از خشم‌های سرکوب‌شده، خطی ممتد میان یاس‌های عمیق فردی. ذات بشر دوپا همین است که از یک واحد خانواده، هیچ‌کس منسجم یا با تمام چیزهایی که می‌خواهد بیرون نمی‌آید. یاد آن جمله شگفت‌انگیز جری ساینفلد می‌افتم:«چیزی به اسم خوشی همه خانواده وجود ندارد.» یکی باید چیزی را فدا کند: مساله فقط این است که چقدر و برای کی. (منبع: ماجرا فقط این نبود؛ زیدی اسمیت؛ ترجمه‌ی معین فرخی/احسان لطفی؛ نشر اطراف؛ ص ۹۸-۹۹)

زیدی اسمیت (۱۹۷۵ – )

این نگاه البته بسیار بدبینانه است و شاید در مورد تمامی تجربه‌های خانوادگی صدق نکند. اما نکته اتکای درک معنای این پاراگراف، درست در ابتدای جمله اول آمده است:«البته این درجات مختلفی دارد». این درجات مختلف است که تعیین کننده شدت اثرگذاری میراث خانوادگی ما یا همان چیزی است که من به آن «خانواده‌ی درون» می‌گویم، در بزرگسالی و تا به آخر عمرمان. مفهوم خانواده‌ی درون ترکیبی است از تجربیات کودکی، نوجوانی، و حتا بزرگسالی. خانواده‌ی درون یعنی ادامه داستان پیوندهای عاطفی با والدین و خواهر و برادر و حتا با واقعیت تک‌فرزند بودن، و سر برآوردن آن داستان‌ها در روایت‌هایی دیگرو تداوم تاثیر آن تا به آخر عمر. خانواده‌ی درون یعنی تاثیر پدر و مادر در شکل‌گیری طرح‌واره‌ها و قالب‌های ذهنی عشق و همسرگزینی و رفتار زناشویی. خانواده‌ی درون یعنی میزان اشتیاق برای فرزندآوری و سپس کیفیت ارتباط با فرزند. جایی که نه فقط پدر و مادر درونی شده، که حتا سایر اعضای خانواده نیز می‌توانند در داستان والد-فرزند بازنمایی شوند و ظهور کنند. جایی که مثلا یک پسر رابطه پرتنش‌اش با برادرش را در هنگام پدرشدن، با پسر خودش در شرایطی ناهشیار، در موقعیت‌ها و شرایط مختلف، در سطحی عمیقا عاطفی و شدید تجربه می‌کند و گاه ممکن است از طریق پسر خودش، با برادری در دوران کودکی تسویه حساب کند! 

مفصل دراین‌باره می‌شود نوشت. اما زیدی اسمیت در این جستار و به طور مشخص در این پاراگراف به درستی به ایده‌ی رومانتیک و غیرواقعی خانواده حمله می‌کند. نگاه غیرواقع‌بینانه، تصویری روتوش‌شده و گاه اغراق‌آمیز از خانواده را ترسیم می‌کند. انتظار سیستمی بی‌نقص و بدون ایراد، با والدینی در کمال بلوغ عاطفی و عقلی، همه‌مان را در توقعی غیرسالم فرو می‌برد. هر رسیدن و شناختن آسیبی که ناخواسته از خانواده خود برده باشیم(و این به وفور در فرایند خودشناسی و زندگی آگاهانه رخ داده و خواهد داد)، به جای تلاش برای درک و تفسیر درست از آن و کوشش در جهت کاستن از اثرگذاری‌اش در زندگی بزرگسالی،  ما را به ورطه خود را قربانی محتوم و دائمی تجربیات خانوادگی پنداشتن، و خالی از هرگونه رغبت و انگیزه‌ای در جهت بهبود خود و زندگی‌مان فرو خواهد برد.

برگرفته از متن کتاب ماجرا فقط این نبود- زیدی اسمیت – ترجمه احسان لطفی و معین فرخی – نشر اطراف

درک عمیق و پذیرفتن این جمله زیدی اسمیت که:« ذات بشر دوپا همین است که از یک واحد خانواده، هیچ‌کس منسجم یا با تمام چیزهایی که می‌خواهد بیرون نمی‌آید» مشکلات ما را در هضم تجربیات گذشته‌مان کاهش خواهد داد یا دست‌کم تسکینی خواهد بود در موقعیت‌هایی که خود را در رنج عمیق درون‌مان تنها می‌یابیم. به ما توان انسجام‌بخشی به حفره‌هایی در داستان زندگی‌مان خواهد بخشید. کمک‌مان خواهد کرد به تجربه‌ای آشنا و مسلط باشیم که اسمیت آن را “گرداب بازنگری” می‌نامد. یعنی تجربه‌ای عاطفی-شناختی  که در بزرگسالی و در شرایطی مشابه با اشتباهات والدین‌مان رخ می‌دهد و ما را قادر می‌سازد چیزی را درک کنیم که روزی در کودکی و نوجوانی، با تحیر و یاسی عمیقا دردناک، از فهمیدن و درک و هضم آن عاجز بودیم. لحظات کلافگی شدیدشان را که نزدیکی‌های مرز جنون و از خودبی‌خودشدگی به موجوداتی عجیب و ترسناک تبدیل می‌شدند، با گرداب بازنگری، در لحظاتی که خود زیر بارسنگین فشارهای روانی، به مرز جنون و از دست دادن کنترل خود نزدیک می‌شویم، به پدیده‌ای قابل فهم و هضم تبدیل خواهد شد و به ما امکان آن را خواهد داد که آن‌ها را موجوداتی در نظر بگیریم که در عین حسن نیت، اشتباه‌هایی رنج‌آور و با تاثیرهای ماندگار را ناخواسته مرتکب شده‌اند.

 پرکردن چنین حفره‌هایی در روایت زندگی‌مان بی‌تردید قسمتی از تکلیف ما را با زندگی و واقعیت‌های گاه تلخ و زشت آن مشخص خواهد کرد. کمک‌مان خواهد کرد تفسیری تازه، منصفانه و سالم از ضربه‌ها و آسیب‌هایی که از خانواده‌مان به ارث برده‌ایم به دست آوریم، از توهم تبدیل شدن به انسانی در کمال و بی‌نقص(که چیزی جز انسانی آکنده از احساس گناه و شرم تولید نخواهد کرد) بیرون بیاییم، و از طرفی برای فرزند یا فرزندان‌مان از کوشش گاه با نتیجه‌ی معکوس “پدر/مادری بی‌نقص بودن” خارج شویم و به “پدر/مادری به اندازه‌ی کافی خوب” تغییر جهت دهیم.

خانواده واقعه‌ای است نه لزوما و فقط خشونت‌بار، که پیچیده، رنگارنگ و متنوع. واقعه‌ای است که در کنار زیبایی‌ها و لحظات شعف و شادی و آثار مثبت و قوام‌بخش آینده، موقعیت‌ها و لحظه‌ها و اثرهایی گاه به شدت رنج‌ناک و دردآور به جای خواهد گذاشت. داستان زندگی انسان همین است. نه؟

سعید صدقی – ۳ تیر ۹۹

سعید صدقی

مدیر وب سایت. کارشناس ارشد روانشناسی عمومی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن