برای زندگیدسته‌بندی نشده

گام‌های چول‌هان با پاهای فلسفه، وسط تهران!

معرفی کتاب جامعه فرسودگی|جامعه شفافیت؛ اثر بیونگ چول‌هان؛ ترجمه‌ی محمد معماریان؛ نشر ترجمان

جامعۀ فرسودگی؛ جامعۀ شفافیت (چاپ سوم) - فروشگاه اینترنتی کتاب ترجمان

تا حالا به ازدحام یک کلان‌شهر مثل تهران از نگاه یک شهرستانی نگاه کرده‌اید؟ تا حالا توی مترو یا اتوبوس، با نگاهی کنجکاو و زیرچشمی، آدم‌های مختلف را خصوصا در ساعت‌های پایانی روز کاری تماشا کرده‌اید؟  از دید کسی که خیلی به آن حجم عظیم اشتغال، تجمع، دوندگی، چهره‌های خسته و فرسوده و میزان بالای از اشباع فرسودگی و آلودگی‌های مختلف عادت ندارد، شهری مثل تهران(نه همه‌جایش البته)  شهری است شبیه به تصویری که تاد فلیپس در فیلم جوکر از گاتهام‌سیتی خلق می‌کند! شهری آشفته، پر از زباله و سرشار از خستگی! آدم‌ها تک و تنها و جدای از هم، وسط آشفته‌بازاری از تجمع، دسته‌دسته و با سرعت به محل کار می‌روند، دسته‌دسته و به کندی از محل کار برمی‌گردند و گوشه‌ی دنجی از اتوبوس یا مترو را با التماس انتظار می‌کشند برای لحظه‌ای چرت‌زدن، برای دقایقی مات و بی‌هدف به فضای خالی‌ای خیره ماندن و البته برای فراموشی خستگی با غرق شدن در صفحه‌ی نورانی موبایل‌شان. خیلی از شهرهای بزرگ و خیلی از قسمت‌های چنین شهرهایی، محل به هم رسیدن فرسودگی و تلاش برای بقاست. آدم‌ها انگار با تنی رنجور و خسته، تمام توش و توان‌شان را صرف زنده‌ماندن و بقا می‌کنند و از آن توان و انرژی چیزی باقی نمی‌ماند که خرج زندگی(نه زنده‌ماندن) کنند. توگویی عمر انسان معاصر، صحنه زمان‌مند به تعویق انداختن فرسودگی نهایی و ابتلا به افسردگی عمیق باشد.

بیونگ چول‌هان(فیلسوف کره‌ای-آلمانی)  انگار آمده باشد وسط تهران، در اوج شلوغی، در منطقه‌ای آشفته از مرکز شهر، لابه‌لای آدم‌هایی از قشر متوسط. انگار آمده باشد توی مترویی، در ساعت‌های عصر یا آخر شب، زُل زده باشد به چهره جمعیتی که از سر و کول هم بالا می‌روند، همدیگر را هُل می‌دهند، برای نشستن روی صندلی‌های داخل واگن، برای وا رفتن از فرط خستگی! جمعیتی که گاه و بی‌گاه کسی از بین‌شان چیزی توی دست‌اش گرفته، و با ترفندهای مختلفی از جمله جلب ترحم و دل‌سوزی، به قصد فروش‌ داد می‌زند. و بعد همه این‌ها را شب، رفته باشد در مسافرخانه‌ای ارزان قیمت در نزدیکی توپخانه، توی کتابی با عنوان جامعه فرسودگی و با زبان فلسفی و به شدت تلخی برای همان آدم‌های آن شهر دودگرفته و خستگی‌زده نوشته باشد. کتاب انگار برای انسان خسته‌ی تهران نوشته شده باشد. اصلا نه فقط تهران، همه شهرهای این کشور، همه مردم بیشتر جاهای دنیا انگار! خستگی دارد به هنجاری غالب در موقعیت بشر امروز تبدیل می‌شود. برای همین است که مخدر محبوب انسان امروز، کافئین سنگین قهوه است و مواد محرکی چون شیشه و کوکائین و البته پورن! انسان عصر حاضر بیش از گذشته مشغول خستگی است. بیشتر از گذشته با گام‌های کم‌توان به سمت فرسودگی خودش قدم برمی‌دارد. اگر یک فیلسوف متولد کره که بیش از نیمی از عمرش را در آلمان زندگی کرده با این دقت از فرسودگی و جامعه‌ای تن‌داده به نوع عمیقی از وارفتگی و اضمحلال حرف می‌زند، می‌شود با درصدی از اغماض این را بسط داد به وضعیت بشری. می‌شود چول هان را فیلسوف وضع بشری نامید. فیلسوفی تلخ، کمی بدبین ولی به شدت قابل توجیه و دفاع.

بیونگ چول هان با کتاب جامعه فرسودگی، انسان معاصر و ارزش‌های غالب دنیای او را به چالش می‌کشد. دنیای انسان امروز را دنیایی آکنده از “تورم ایجاب” معرفی می‌کند. دنیایی سرشار از چیزهایی که می‌شود و باید تصاحب‌شان کرد.  دنیای “تو می‌توانی”‌های بی‌پایان. دنیای ارضای بی‌وقفه میل، دنیایی فقیر شده از منفیت و امور سلبی. دنیای تبدیل شدن دیگربودگی دیگری و مشابه‌سازی آدم‌ها.  دنیایی پُر از اشیا، پُر از چربی‌های اضافه و پُر از خستگی و فرسودگی! چول هان و جامعه فرسودگی‌اش را می‌توان نقدی صریح به موج مثبت‌گرایی و روان‌شناسی ِ موفقیت عصر حاضر دانست. “سوژه دستاوردخواه” یکی از محوری‌ترین مفاهیم چول هان در جامعه فرسودگی است. سوژه دستاوردخواه یعنی من و شما، یعنی باوری عمیق به “من می‌توانم” برخواسته از جامعه‌ای دستاوردمحور که در آن “تو می‌توانی” و یا “تو باید بتوانی” شعار و ارزش محوری است. به باور چول هان سوژه دستاوردخواه مشغول استثمار خویشتن است. مشغول ترسیم خود ایده‌آلی است که همیشه باید برای رسیدن به آن تلاش کند. مشغول با دیروز خودش جنگیدن، برای پیشی گرفتن از چیزی که اکنون هست. مشغول فرسودن خود از طریق انبوهی از هدف‌ها و خواسته‌ها و میل‌ها!

Byung-Chul Han, la emergencia viral y el mundo de mañana - La Tercera

انسان عصر حاضر در عصری پُر از ایجاب، پُر از اسارت ناشی از تورم شبه‌آزادی‌های مختلف در شکل دادن به خویشتن، پُر از شعارها و ارزش‌های مثبت و به ظاهر در دسترس به سر می‌برد. چول‌هان معقتد  است عصر ما دوران بیش‌انفعالی ناشی از بیش‌فعالی است! تناقض این جمله در این واقعیت نهفته است که تلاش برای هردم مشغولیت داشتن باعث آن می‌شود که در عمل هیچ هدفی به درستی مشخص و پی گرفته نشود. که این یعنی احساس استیصالی ناشی از سردرگمی و ناکامی و دست آخر پناه بردن به انفعالی بیش‌گستر و تن‌دادن به افسردگی و فرسودگی ناشی از کنش‌های بی‌فرجام. چول‌هان به نحوی شاید به این پرسش می‌پردازد که چرا با  آن‌همه رشد و ترقی تکنولوژیک و راحت‌سازی روزافزون زندگی و وفور تندرستی و بهبود وضع معیشت، انسان امروزی در مقایسه با گذشته، شادتر و خوشبخت‌تر نیست و افسردگی روزبه‌روز در حال افزایش است.

چول‌‎هان تحلیل خود از سوژه مبتلا به افسردگی و جامعه فرسودگی را ناشی از عواملی می‌داند که به ظاهر اموری مثبت، خوب و خواستنی‌اند اما رابطه انسان عصر حاضر با آن‌ها و آسیب ناشی از این ارتباط، شبیه به رابطه سیستم ایمنی بدن و چربی‌های اشباع‌نشده است. سیستم ایمنی چربی را به صورت دشمن تشخیص نمی‌دهد و برای همین واکنشی در جهت مبارزه و حذف آن‌ها ندارد. و همین غفلت ناشی از خوش‌خیالی و تجمع و اشباع چربی‌های زائد، یکی از کشنده‌ترین بیماری‌های عصر حاضر را در خاموشی و بی‌خیالی نهایی سیستم ایمنی سبب شده است. جامعه فرسودگی با ولع در حال مصرف چیزهایی است که روزی موجب انسداد عروق و مرگ نهایی (یا روانی) او خواهند شد. و این چیزها تورم ایجاب، میل سیری‌ناپذیر به دستاورد و تو می‌توانی در قالب ارزشی محوری است.

در بخش دوم کتاب، بیونگ چول‌هان به سراغ ارزش دیگری از دنیای معاصر می‌رود: شفافیت. یکی از چالش‌های فکری من فهمیدن و درک‌کردن میل به ابرازگری انسان امروزی از طریق دنیای آنلاین است. چرا مشغول تاراج حریم خصوصی خودیم؟ چرا از نوع غذایی که می‌خوریم، از مکان‌های که رفته یا هستیم، از کمترین چیز تا مهم‌ترین رخداد زندگی را اعلان عمومی می‌کنیم؟ چول هان در جامعه شفافیت به سراغ این میل و هوس می‌رود و جنبه‌های مختلفی از آن را بررسی می‌کند. او شفافیت را در عرصه سیاسی عامل اصلی نگاهی کوتاه‌مدت به کنش سیاسی و تلاشی خام در جهت ارضای خواسته اکثریت می‌داند. چول هان خطر بزرگ شفافیت را تام‌گرایی(توتالیتریسم) و ایدوئولوژی‌سازی آن در صحنه‌های مختلف نشان می‌دهد. او سپس همچون بیشترین فیلسوفی که از او تاثیرپذیرفته(هایدگر) بحث هنر را پیش می‌کشد و سوژه مبتلا به شفافیت را عنصری آغشته  به وقاحت عریانی و امر شفاف شده‌ی تام را فرایند تبدیل امر هنری به امر پورنوگرافیک(هرزه‌نگاری) معرفی می‌کند.  امر هنری و سوژه، هر دو، زمانی که شفاف شوند، دیگر بی‌بهره می‌شوند از عمق هرمنوتیک. دیگر محلی برای کنجکاوی و تعمق در آن‌ها باقی نمی‌ماند. چیزهایی می‌شوند که تنها باید به مصرف برسند. چیزهایی برای مطامع کوتاه‌مدت و فوری.

چول هان جامعه شفاف را در نقدی فوکویی، به جامعه تحت نظارت و کنترل مبتلا شده تصور می‌کند. در چنین جامعه‌ای هیچ امری پنهان نیست. هیچ حریمی، حریم خصوصی نیست و این‌بار(متفاوت از  فوکو) نه با ابزار قدرت و اعمال آن، که  سوژه خود با میل و رغبت مشغول تاراج حریم خصوصی و امور پنهانی خودش می‌شود. در چنین وضعیتی انسان معاصر فشار سنگینی در جهت هم‌رنگی و تبعیت با اکثریت پیدا می‌کند. چول هان انسان امروز را سوژه آنلاین می‌نامد. سوژه آنلاین با هرگونه اظهار نظری خلاف عرف عام و برخلاف تایید اکثریت، با هجوم بی‌پایانی از فحاشی و اهانت از طرف دیگر سوژه‌های آنلاین مواجه می‌شود و این امر یعنی فرو غلتیدن در سراشیبی هم‌رنگی و یکسانی.

دست آخر مطالعه دو کتاب مختصری که در یک کتاب جمع‌شده و با ترجمه بسیار خوبی از محمد معماریان به چاپ رسیده، مخاطب را با حجم انبوهی از مباحث مختلف، تحت دو نقد کوتاه از دو ارزش محوری دنیای فعلی مواجه می‌کند. “دستاوردمحوری” و “شفافیت” دو عنصر ارزشی حاکم بر انسان امروزی، با نقدی از یک فیلسوف قاره‌ای، بی‌تردید اندیشه‌برانگیز و آگاهی‌بخش‌اند. فیلسوفی که حتا اگر با دنیای تیره و تاری که ترسیم می‌کند، تماما موافق نباشیم، میزانی از همدلی و هم‌گامی را می‌شود با نظرگاه‌ش داشت و اگر سر بلند کنیم و اطراف را بپاییم، شاید جلوه‌های عینی از بحث‌های او را در واقعیت اطراف‌مان، عریان و شفاف ببینیم!  

سعید صدقی – ۲۵ مرداد ۹۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن