دسته‌بندی نشده

وقتی غم و اندوه، محرک نوشتن درباره‌ی غم و اندوه می‌شود!

معرفی کتاب عکاسی، بالون‌سواری، عشق و اندوه– اثر جولین بارنز– ترجمه عماد مرتضوی– نشر گمان

شاید هیچ‌چیز به اندازه تجربه‌ی اندوه و غصه، بهانه و علتی برای خلق اثر هنری نبوده باشد. آدمی که از زیر بار سنگین مواجهه با واقعیت تراژیک زندگی، خسته و دردمند بیرون آمده، لاجرم به هنر پناه برده تا به این تجربه دردناک واکنش نشان دهد. روبرو شدن با چیزهایی که در زندگی جای‌شان خالی‌ست یا ادراک چیزهایی که وجودشان در زندگی آدم اضافه و ناخواستنی و پلشت است، آدمی را به صرافت هنر انداخته. به این که بخواهد به این زندگی چیزی اضافه کند یا زندگی را بدون حضور آن‌چیزهای اضافه تصویر کند و بسازد.  برای همین است شاید، که بیشتر هنرمندها(نه لزوما همه‌شان البته) زندگی‌ای توام با درد و رنج داشته‌اند. درواقع درد و رنج محرکی قوی بوده که آدم را به سمت هنر هُل داده و باعث شده بخواهد چیزی به واقعیت قاطع پیرامون‌اش اضافه کند یا دست‌کم تسکینی درونی برای خودش ایجاد کند.

 حالا تصور کنید یکی از همین اهالی هنر، اندوه و غصه‌ی خودش را بگذارد جلو، و برای توصیف و تشریح‌اش بنویسد. نتیجه می‌شود متنی که به عمق وجود نویسنده‌اش راه می‌برد. اندوه و غصه می‌شود محرک نوشتن درباره‌ی خودش! متن می‌شود آینه‌ای شفاف از صادقانه‌ترین تشریح‌های نویسنده‌ای که تاریک‌ترین لحظات زندگی‌اش را با کلمه و جمله، روی سینی تشریح می‌گذارد و به مخاطب عرضه می‌کند.  و خواندن این متن، یعنی درگیر آن تاریکی و اندوه شدن، تجربه‌ای توام با لذت ِعمیق از خواندن متنی که دارد تلاش می‌کند تلخ‌ترین اوقات زندگی نویسنده‌اش را برملا کند. این لذت از درد دیگری، لذتی زیبایی‌شناختی است و به گمان من فقط در هنر توجیه اخلاقی پیدا می‌کند.

 جولین بارنز با نوشتن درباره دردناک‌ترین اتفاق زندگی‌اش(مرگ همسری که عاشقانه دوست‌اش داشته) در واقع همان کاری را می‌کند که در جمله‌های ابتدای سه فصل کتاب‌اش به نحوی تکرارش کرده است:« دو چیز را که تا حالا کنار هم قرار نگرفته‌اند کنار هم می‌گذارید. و جهان تغییر می‌کند. احتمالاً کسی آن لحظه توجهی نمی‌کند، اما مهم نیست. به هر حال، جهان عوض شده دیگر.». بارنز در کتاب «عکاسی، بالون‌سواری، عشق و اندوه»(با عنوان اصلی سطوح زندگی) دو چیز را کنار هم قرار می‌دهد. آن دو چیز اما در واقع یک چیزند. هر دو غم و اندوهی عمیق  و شدیدند، اما در دو موضع مختلف. یکی در موضع علت و بهانه، و دیگری در موضع سوژه‌ای برای توضیح و تشریح قرار گرفتن. انگار اندوه و  غصه برابر آینه‌ای ایستاده و دارد خودش را تماشا می‌کند! آینه‌ای به شفایت هنر اصیل نویسندگی بارنز.

کتاب معماری به شدت جذابی دارد. درباره سه سطح جغرافیایی‌ست: ارتفاع-هم‌کف-عمق. هر سطحی تمثیلی است از یک وضعیت خاص. ارتفاع اوج گرفتن انسانی در زندگی‌ست. بالا رفتن و فاصله گرفتنی که آدمی را  از سطح روزمره زندگی جدا می‌کند. تجربه‌ای که امکان دیدن زندگی از منظری متفاوت را فراهم می‌کند. سطح هم‌کف واقعیت زمینی، شناخته‌شده و به شدت کسالت‌آور واقعیت هر روزه است. چیزی است که در آن قرار داریم. چیزی است که دوست داریم به نحوی از آن فاصله بگیریم. خواه با دین و مذهب‌، خواه با هنر و خواه با عشق.  و عمق، تاریکی محض فضایی است که در آن انسان‌ها به آخرین مقصد خودشان می‌رسند. به مرگ و به دفن شدن در عمقی معادل یک و نیم‌متر!

بارنز با استعاره‌ی این سه سطح، داستان زندگی عاشقانه‌ی خودش را به بالون‌سواری تشبیه می‌کند. به اوج گرفتن توسط چیزی که به شدت وابسته است به شدت و جهت وزش باد و بسیاری از حوادث خارج از کنترل. و به عکاسی، که تلاشی است تا از آن ارتفاع منظره‌ای متفاوت از سطح روزمره  را ترسیم و جاودانه کند. و به عشقی که چیزی‌ست مابین جادوی بالون‌سواری و حقیقت عکاسی. و به ناتوانی عکاسی در جعل واقعیت. و سقوط. سقوط دردناک بالون بر روی سطح زمین. و از دست دادن یکی از دو سرنشین آن بالون و رفتن‌اش به عمق. و تنها ماندن آن دیگری، روی آن سطح خالی. روی آن سطح ترسناک. روی آن سطحی که هیچ مدلی دیگر نمی‌شود به روز اول‌ برش گرداند.  

پَت کاوانا – ۲۰۰۸ – ۱۹۴۰ همسر و کارگزار ادبی جولین بارنز

بارنز قرار است از غم و اندوه‌اش بنویسد. اما پیش از آن خواننده باید صبوری کند. باید ابتدا درباره بالون‌سواری و ماجراهایی که با این جاه‌طلبی انسانی در ارتفاع گرفتن از سطح زمین رخ‌داده و آدم‌هایی که به‌نحوی با تاریخ بالون‌سواری همراه بوده‌اند، آشنا شود. بارنز از خواننده‌اش صبوری می‌خواهد. غم و غصه‌اش را نگه داشته به بخش سوم. دو بخش ابتدایی آدم‌هایی دیگر، ماجراهایی دیگر و گاهی به ظاهر بی‌ربط با موضوع درد و غصه‌ای که موضوع اصلی کتاب است، به نظر می‌رسند. اما بارنز هنرمندانه بالون‌سواری و عکاسی را به عشق و سوگ ربط می‌دهد. او عشق را چیزی می‌داند میان جادوی بالون‌سواری و حقیقت داشتن عکاسی. او سقوط بالون را به سطحی که از آن برخواست، به سوگ از دست دادن همسری تشبیه می‌کند که چیزی بیشتر از سه دهه، شریک تمام وجودش بوده است.

بارنز هنری ظریف در نویسندگی دارد. من اسم‌ش را گذاشته‌ام: «خاصیت ارجاع درون‌متنی». بارنز گاه و بی‌گاه در متن به چیزی که چند صفحه قبل نوشته به شیوه‌ای گاه نامحسوس کنایه می‌زند. ممکن است موضوع بی‌اهمیتی را در زندگی یکی از شخصیت‌های داستان‌اش در صفحات ابتدایی تشریح کند. بعد و پس از گذشت چندین صفحه و شکل‌گرفتن کلی ماجرا و رخ‌داد در روایت، یک‌باره به آن موضوع ارجاع می‌دهد. به نکته‌ی در ظاهر کم‌اهمیتی که گاه هنگام خواند‌ن اولیه، خیلی جدی نگرفته بودیم‌ش. ولی بارنز درست از همین تکنیک به فلسفه عمیق خودش راهی باز می‌کند. به تاثیر گاه به طرزی شگفت‌انگیزی بزرگ و مهم ِ چیزهای کوچک و در ظاهر کم‌اهمیت.  لذت خاصی دارد این تکنیک ظریف. بارنز به گمان من “فیلسوف زمان” است. داستان‌هایش به نحوی با موضوع حافظه، خاطره و گذشته در ارتباط‌اند. قهرمان روایت یا شخصیت‌های فرعی‌اش درگیر گذشته‌اند. درگیر چیزی که سال‌هاست سپری شده است. و حالا چه در قالب بازگشت و تاثیر مستقیم در زندگی فعلی، و چه در حد دادن انسجامی به ذهن و تداعی‌های آن اهمیت محوری پیدا کرده‌اند.

«عکاسی، بالون‌سواری، عشق و اندوه» اثری است غیرداستانی و واقعی. چیزی است که بارنز در زندگی زیسته و تجربه کرده است. داستان سقوط بالون زندگی بارنز بوده، بر سطح سفت و محکم زمین. به رفتن همسرش به عمق. به تنها و بُهت‌زده روی سطح ماندن خودش. به بدنی که در نتیجه آن سقوط، از درون به شدت آسیب دیده و لِه شده است. آسیب‌هایی که انگار به عنوان عناصر اصلی ادامه داستان زندگی‌اش وارد صحنه شده‌اند و قرار است همیشه ادامه پیدا کنند. مثل همان تمثیل زیبایی که خودش در طوطی فلوبر آورده و آن را در مراسم خاک‌سپاری همسرش خوانده است. به این که سوگ و اندوه از دست دادن، البته که روزی تغییر خواهند کرد و زندگی به روال قبلی برخواهد گشت، ولی نه شبیه به خروج قطاری از تونلی تاریک و وارد شدن به فضایی باز و نورانی.  بارنز این خروج و بازگشت به روال معمول زندگی در سطح هم‌کف را به پرنده‌ای شبیه می‌داند که به دریایی نفت‌آلود شیرجه می‌زند و موقعی که خارج شد، تا آخر امر به پرنده‌ای قیراندود تبدیل شده است!

سعید صدقی- ۶ اسفند ۱۳۹۹

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن