دسته‌بندی نشده

چرا نیاز به کینه‌ی سالم داریم؟

(جُستاری در دفاع از کینه)

دلت را از کینه‌ها خالی کن. بگذار صفای درون‌ات آغشته به هیچ بدی‌ای نباشد. هر سالی که نو می‌شود، کینه‌ها را از درون‌ات بریز بیرون. بگذار آینه وجودت شفاف و تمیز شود!

این حرف‌ها جزو مزخرف‌ترین چیزهایی است که فرهنگ به خورد انسان داده است. خاصه فرهنگی که در ریشه و بن خشونت‌آمیز و خشونت‌خواه بوده است، یعنی فرهنگ اصیل خودمان! فرهنگی که هنوز نتوانسته از اولیه‌ترین اصول اخلاق جمعی برخوردار شود، سرشار از شعارهای قشنگ ولی توخالی است!

کینه البته در معنایی که من مد نظر دارم، انتقام‌گیری نیست، بدخواهی هم نیست. کینه یک رفتار نیست کلا. کینه یاد رنجی است که دیگری، ناعادلانه و نامنصفانه به گُرده‌ی من بسته است. کینه به رسمت شناختن دردی است که از دیگری برده‌ام. نادیده گرفتن آن تجربه، یعنی تلاش برای سانسور خود. یعنی کوششی نافرجام برای تظاهر به چیزی که در عمق وجودمان، به دروغین بودن آن واقف‌یم. حذف کینه یعنی بی‌حرمتی به رنجی که من، وجود واقعی من، با همه امکانات انسانی‌ام احساس کرده است.

حذف کینه، سوای سانسور درونی، یعنی حذف معیار قضاوت درباره‌ی خیر و خوبی. من اگر نسبت به بدی تو بی‌تفاوت باشم، خوبی تو هم با من بی‌معنی خواهد شد. من اگر شروع کنم به فراموش کردن آسیبی که از دیگری دیده‌ام، عادت به دیدن خوبی و نعمت‌هایی که آدم‌های پیرامون‌ام در زندگی‌ام داشته‌اند را در خودم تضعیف خواهم کرد.

هرچند کینه در نبود نظارت عقل، یعنی تبدیل آن به خشونت. این خشونت اگر در بیرون به صورت تلاشی برای آسیب‌زدن به دیگری(سوژه‌ی کینه) نباشد، به خشونتی درونی تبدیل خواهد شد. به ساعت‌های ممتد تکرار آسیبی که از تو دیده‌ام. یعنی به میزان رنجی که برده‌ام، رنجی مضاعف را بر خودم تحمیل کنم.

اما کینه اگر با نظارت عقل همراه شود، می‌شود چیزی سراسر انسانی و البته مفید و لازم. می‌شود جلوه‌ای سالم از امکان یادآوری. کینه‌ی سالم کینه‌ای است که ابتدا از آزمون یک پرسش بیرون آمده است: موضوع چقدر مهم است؟ در واقع آزمون اهمیت، کینه را از دلخوری‌های معمول زندگی سوا می‌کند. تبدیل یک دلخوری معمولی، به یک کینه، یعنی اسارت در دست کینه‌ی ناسالم.

اما کینه‌ی سالم یعنی من به ارتباط خودم با تو تکلیفی تمام نشده قائلم. کینه‌ی سالم یعنی من تا رسیدن به “بخشش”، مانعی پیش‌رویم دارم و تو و من مادامی که خواهان تداوم ارتباط باشیم، هر دو مسئولیم برای برطرف کردن آن. کینه‌ی سالم یعنی تو رنج مهمی بر جان من ریخته‌ای، و ادامه ارتباط‌مان پیش از رسیدن به بخشش، در گرو رفع درست کینه است.

اما بخششی که یک‌سره از روی کینه بپرد و با حذف کینه، سعی در فراموشی آسیب داشته باشد، یعنی بازگشت به ارتباط با دیگری، بدون صداقتی درونی. یعنی عدم صداقت با خود. یعنی رابطه را به تظاهری احمقانه تنزل دادن.

ما نیاز داریم یاد بگیریم به طرزی سالم کینه داشته باشیم. همان‌طوری که باید مراقب تداوم خوبی‌های دیگران در حافظه‌مان باشیم، کینه بابت بدی‌ها را نیز حفظ کنیم. چرا که کینه شبیه به تاریکی‌ای است که به نور و روشنایی معنا و رسمت و امکان وجود می‌بخشد. کینه و «قدردان خوبی‌ها بودن» لازم و ملزوم هم‌اند. یکی در نبود دیگری به چیزی غیرانسانی تبدیل خواهد شد.

سعید صدقی – ۱۰ اسفند ۱۳۹۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن