دسته‌بندی نشده

نگاهی عمیق به از-جهان-بیگانگی بشر

معرفی کتاب وضع بشر – هانا آرنت – ترجمه مسعود علیا – نشر ققنوس

آرنت یکی از مهم‌ترین اندیشمندان قرن گذشته است. تجربه جنگ جهانی، زندانی شدن در کمپ یهودیان در فرانسه اشغالی، فرار و دربه‌دری و آوارگی و در نهایت پناهنده شدن به امریکا را از سر گذرانده. شاگرد مارتین هایدگر و کارل یاسپرس بوده و یکی از تاثیرگذارترین متفکرین سیاسی بوده و هنوز هم بسیاری، خواندن آثارش را برای درک دنیای فعلی بسیار مهم قلمداد می‌کنند.

کتاب وضع بشر(The Human Condition) اثر مهم هانا آرنت و به زعم بسیاری از مفسران او، مهم‌ترین کتاب اوست. آرنت در نامه‌ای پیش از نوشتن کتاب به استادش کارل یاسپرس نوشته بود که قصد دارد کتابی بنویسند با عنوان عشق به جهان. او تا قبل از انتشار(در سال ۱۹۵۸)، نام کتاب را به وضع بشر تغییر داد اما عشق به جهان همچنان به عنوان روح اثر بقای ماند. عشقی متعهدانه و مسئولانه به سرنوشت جهانی که در آن سکنا گذیده‌ایم و آرنت با نگرانی در پی تشخیص بحران حاکم بر آن است. بحرانی که آرنت جلوه بارز آن را از نزدیک زیست و لمس کرد: جنگ جهانی دوم و فجایع باورنکردنی بشری.

وضع بشر کتابی است که قصد دارد با تحلیلی فلسفی و عمیق، علل بیگانگی انسان با جهان را کشف کند و بفهمد. او در این کتاب به پدیده‌ای می‌پردازد که شاید بتوان آن‌را «از-جهان-بیگانگی بشری» نام گذاشت. از-جهان-بیگانگی قطع ارتباط انسان است با جهان و با زندگی. تبدیل کردن دنیاست به مواد خام جهت تولید و تبدیل آدم‌هاست به ابزاری در جهت این هدف. آرنت فیلسوفی است که در کتاب وضع بشر عمیقا به این پدیده اندیشیده است. ریشه‌های آن‌را به صورت تاریخی تحلیل کرده و در جای‌جای کتاب به عواقب ناشی از آن هشدار داده است.

پرسش بنیادین وضع بشر این است:

چرا انسان بدین حد مبتلا به بیگانگی از جهان شده است؟

آرنت پرسش زیر را با نشان دادن درستی یک فرض اولیه آغاز می‌کند.این‌که انسان از جهان بیگانه شده است.
آرنت دو رخداد تاریخی را نشانه‌های بارز این از جهان‌بیگانه‌شدن می‌داند:
۱. پرتاب اولین ماهواره به فضا در سال ۱۹۵۷ که با این تیتر روزنامه‌های وقت همراه شده بود: آدمیزاد تا ابد تخته‌بند زمین نخواهد ماند.
۲. ظهور و گسترش خودکاری(اتوماسیون). که باعث برداشتن بار زحمت شاق و بیکاری گسترده خواهد شد.

هانا آرنت
هانا آرنت (۱۹۷۵ – ۱۹۰۶)

آرنت وضع بشر مبتلا شده به از جهان‌بیگانگی را با تحلیل گسترده و مفصل سه قابلیت عمده بشری می‌پردازد.

زحمت-کار-عمل.

آرنت این سه قابلیت را در سه فصل به صورتی تاریخی-فلسفی تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که چه روندهای تاریخی در این سه قابلیت نقش داشته و خود از آن‌ها تاثیر پذیرفته‌اند.
آرنت زحمت را فعالیت معطوف به زیستن و زنده‌ماندن در نظر می‌گیرد. کار را فعالیتی معطوف به خلاقیت و ساختن ابزارها و اشیایی که به راحت کردن زندگی ختم می‌شوند. اما عمل و زندگی معطوف به عمل جایگاه ویژه‌ای در اندیشه آرنت در این کتاب بازی می‌کند. آرنت عمل را به سه فعالیت عمده تقسیم می‌کند: تفکر- سخن- عمل در معنای رفتار. تحلیل تفکر را به کتاب دیگری که بعدها به نام حیات ذهن می‌نویسد موکول می‌کند. کتابی که بخش سوم‌ش با مرگ آرنت نیمه تمام می‌ماند. او سخن و عمل را اصلی‌ترین قابلیت سیاسی انسان معرفی می‌کند و جایگاه ویژه‌ای به سخن در نظر می‌گیرد.

وضع بشر در آخر تصویری عینی از انسان اواسط قرن بیستم ترسیم می‌کند. تصویری که به طرزی غم‌انگیز با دنیای فعلی ما در ابتدای قرن بیست و یکم هم صادق است. دنیا توسط زحمت و کار بلعیده می‌شوند. کار در خدمت تولید بیشتر، و انسان در خدمت زحمت و مصرف. انسان قصد دارد همه دنیا را مصرف کند. و عمل؟ محو و کم‌رنگ. فایده‌گرایی دنیا را به جهان زحمت‌کشان تبدیل می‌کند و افراد شاخص جهان زحمت‌کشان، مبتکرین و سازندگان خلاق است. آنهایی که اشیای بیشتری برای مصرف حیوان زحمت‌کش تولید می‌کنند. و انسان به تلاشی فروکاسته می‌شود که ارزش غالب زندگی‌اش چیزی فراتر از این نیست: بهره‌مندی بیشتر به قصد مصرف بیشتر.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن