دسته‌بندی نشده

جسارتی هنرمندانه در مواجهه با تلخی‌های گذشته

معرفی کتاب عاشق-اثر مارگاریت دوراس – ترجمه قاسم روبین – نشر اختران

گذشته برای ما چگونه رخ می‌دهد؟ به صورت چیزی که سپری شده و گذشته، یا جریان سیالی از رخ‌دادگی‌های گاه و بی‌گاه؟ تکلیف زندگی ما به نسبت زیادی به روشن بودن یا نبودن تکلیف ما با گذشته‌مان است. با روایت شخصی‌مان. به این‌که چقدر نسبت به چیزی که بوده‌ایم، چیزی که از سر گذرانده‌ایم، چیزی که زیست‌ایم، نگاه و نظر داریم.

گذشته گاهی زمین سنگلاخ و سهمناک رخدادهایی‌ست که مواجهه با آن‌ها جسارت و شهامت بالایی می‌طلبد. روبرو شدن با زخمهایی که انگار منتظرند تا بهشان دست بزنیم، تا دوباره خون‌ریزی کنند. ولی آن‌ گذشته، جایی میان همیشه‌گی‌های ما جا خوش کرده است. و ما برای مشخص شدن تکلیف‌مان با آن، چاره‌ای نداریم که چشم در چشم‌اش بایستیم و با واقعیت عریان آن چیزهای گاه به شدت دردناک مواجه شویم.
گذشته را اگر انکار کنیم، تبدیل به هیولایی نامرئی می‌شود که به شیوه‌هایی موزیانه و نامحسوس، اکنون و آینده‌ی زندگی‌مان را می‌بلعد و تباه می‌کند. گذشته اگر نادیده گرفته شود، تبدیل می‌شود به تکرار مدام رنج‌هایی که ما محل دفیق‌شان را نمی‌دانیم، ولی درد و رنج‌شان را دقیق تجربه می‌کنیم.

Marguerite Germaine Marie Donnadieu ( 1914 –۱۹۹۶), known as Marguerite Duras

«عاشق» نمونه اعلای مواجهه و رویارویی با گذشته است. شیوه‌ای به شدت هنرمندانه برای نشان دادن رخ‌دادگی‌های مداوم گذشته در همیشه‌های زندگی. مارگریت دوراس در این اثر با ترومای گذشته، با تجربه‌ی تلخ تجربه‌هایی تاریک مواجه می‌شود.

دوراس به شیوه‌ای به غایت هنرمندانه گذشته را نه به صورت تداعی صرف با افعال ماضی، که به صورت جریان سیال ذهن و تشریحی پدیدارشناسانه می‌نویسد. گویی موجودی است خارج از زمان، که دوباره در متن آن تجربه‌ها تکرار میشود، گاه به صورت ناظری بیرونی و گاه به تجربه‌گری فعال.

یکی از بهترین آثار ادبی بود که درباره مواجهه با میراث حافظه خوانده‌ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن